صبور باش

این داستانی حقیقی است که در این ایالت اتفاق افتاده . 
مردی از خانه بیرون آمد تا نگاهی به وانت نوی خود بیندازد و کیف کند
ناگهان با چشمانی حیرت زده پسر سه ساله خود را  دید که شاد و شنگول با ضربات یک چکش 
رنگ براق ماشین را نابود می کند . 
مرد بطرف پسرش دوید ، او را از ماشین دور کرد و 
با چکش دست های پسر بچه را برای تنبیه او خرد و خمیر کرد . 
وقتی خشم پدر فرو نشست با عجله فرزندش را به بیمارستان رساند .
هرچند که پزشکان نهایت سعی خود را کردند تا استخوان های له شده را نجات دهند 
اما مجبور شدند انگشتان هر دو دست کودک را قطع کنند . 
وقتی که کودک به هوش آمد و باندهای دور دست هایش را دید با حالتی مظلوم پرسید
انگشتان من کی در میان ؟
پدر به خانه برگشت و خودکشی کرد .
 
دفعه دیگری که کسی پای شما را لگد کرد و یا خواستید از کسی انتقام بگیرید 
این داستان را به یاد آورید . 
قبل از آنکه با کسی که دوستش می دارید صبر خود را از دست بدهید 
کمی فکر کنید . 
وانت را می شود تعمیر کرد . 
انگشتان شکسته و احساس آزرده را نمی توان ترمیم کرد . 
در بسیاری از موارد ما تفاوت بین شخص و عملکرد او را متوجه نمی شویم . 
ما فراموش می کنیم که بخشیدن با عظمت تر از انتقام گرفتن است .



مردم اشتباه می کنند
ما هم مجاز هستیم که اشتباه کنیم
ولی تصمیمی که در حال عصبانیت می گیریم 
تا آخر عمر دامان ما را می گیرد .
 
=============================
 
درد من حصار برکه نیست
درد من زیستن با ماهیانی است که 
فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است

می خواهید رابطه ای بی نقص داشته باشید ؟.

شخصی به یکی از مؤسسات همسریابی مراجعه کرد و گفت :
من به دنبال یک همسر می گردم .
لطفاً به من کمک کنید تا همسر مناسبی پیدا کنم .
مسئول مربوطه پرسید - لطفاً خواسته های خودتان را بگوئید
خوشگل ، مؤدب ، شوخ طبع ، اهل ورزش ، با معلومات ، خوب برقصد و بخواند . مایل باشد در تمامی ساعاتی از روز که در خانه هستم و بیرون نرفتم منو سرگرم کند .. وقتی به همدم احتیاج دارم برای من داستان های جالبی تعریف کند و هر وقت که خواستم استراحت کنم ساکت باشد مسئول مؤسسه با دقت به حرف های او گوش کرد و در پاسخ گفت :
فهمیدم . شما به تلویزیون احتیاج دارید
مثلی هست که می گوید زوج بی نقص از یک زن کور و یک مرد کر درست شده است ، زیرا زن کور نمی تواند خطاهای شوهر را ببیند و مرد کر قادر به شنیدن غرغرهای زن نیست . بسیاری از زوج ها در مراحل اول آشنائی کور و کر هستند و رؤیای یک رابطه بی نقص را می بینند . بدبختانه ، وقتی هیجان های اولیه فرو می نشیند ، بیدار می شوند و متوجه می شوند که ازدواج به معنی بستری از گل های رُز نیست .
و کابوس آغاز می شود .

کسی را با انگشت نشانه نگیرید

مردی به پدر همسرش گفت :
عده بی شماری شما را بخاطر زندگی زناشوئی موفقی که دارید تحسین می کنند . ممکن است راز این موفقیت را به من بگوئید ؟
پدر با لبخندی پاسخ داد :
هرگز همسرت را بخاطر کوتاهی هایش یا اشتباهی که کرده مورد انتقاد قرار نده . همواره این فکر را در یاد داشته باش که او بخاطر کوتاهی ها و نقاط ضعفی که دارد نتوانسته شوهری بهتر از تو پیدا کند .
همه ما انتظار داریم که دوستمان بدارند و به ما احترام بگذارند . بسیاری از مردم می ترسند وجهه خود را از دست بدهند . بطور کلی ، وقتی شخصی مرتکب اشتباهی می شود به دنبال کسی می گردد تا تقصیر را به گردن او بیندازد . این آغاز نبرد است . ما باید همیشه به یاد داشته باشیم که وقتی انگشتمان را بطرف کسی نشانه می رویم چهار انگشت دیگر  خود ما را نشانه گرفته اند .
اگر ما دیگران را ببخشیم ، دیگران هم از خطای ما چشم پوشی می کنند .